تبليغاتX
چرند و پرند -
حالا دسسسسسسسس دسسسسس

جون ننه اقدس؟

شام به اندازه کافی هستتتتتتتتتت.

هان؟چی میگه؟

خداییش دیگه خیلی چرند ژرند شد ولی خب فی البداهه خوبی بود.

آها آها .............آها آها

ناصر جون بیا وسط دیگه .قرش بده اون کمروووو نا سلامتی عقد مین جونه ها.

مجید شر چرا بیکاری.ببین چقد برات کامنت حجیم میده .بیا وسط دیگههههههه.

آهاااااااااااااااااااان

حالا شد.

خب تا شما به رقص و ژایکوبی مشغولین من یه آژی بزنم.

و به این ترتیب مین خودشو میندازه به آقای نامزد.

مین جون اول از همه ایشالله که خوش بخت بشی و به مبارکی و میمنت باشه.فقط هرچه زودتر تاریخ دوماد کشون رو معین بفرما تا با داش ناصر و مجید شر ک اعلام آمادگی کرده بودن خدمت برسیم.

ولی خداییش پست ننوشتن شما توی این بلاگ بسیار تاسف انگیز ناکه.

آقای دوماد خوش سلسقه فقط مواظب خودت باش که این مین هر لحظه امکان انفجارش هستاااا.

گفته باشم من.

مین جان شما هم یکم شوهر داری خودم یادت بدم نزنی دومادو همون فردای عروسی ناکار کنی.

به هرحال باید یکم انعطاف از خودت نشون بدی و یکم با ملایمت ازین به بعد رفتار کنی.

یه سخن هم دوماد:

آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دوماد خان.مین ما رو حق نداری بگیری ها.مین جان باید تو نت باشی .اصلا دهکده(جهانی) بی تو صفا نداره به خدا.

خب دیگه .

مین جان تو این مدت اگه بدی ازما دیدی که حقته ولی اگه خدایی نکرده خوبی ای دیدی شما به برگی خودت ببخش.امیدوارم برادر کوچیکتر خوبی بوده باشم و تو هم همچنان مثل برادر کوچیکترت منو دوس داشته باشی.

این قسمتش اینجوریم ها 

خب دیگه فیلم هندی رو جمعش می کنیم .

حالا بریم سراغ گلایه ها:

چرا منو واسه عقدت نگفتی؟هاااااااااااااااااااااا

دیگه برا عروسی منو باید بگی هاااااااااااااااا.حالا اگه نگفتی اقلا یه دست شام یا ژولش و بفرست واسم(اصفهانی بازی ها)

ولی جدن برا عروسی بگو بیاییم .خیلی دلم می خواد عروسیتو ببینم دخترم.مثلا  ما شریک بلاگ نویست هستیما.

 

خب دیگه دوستان می تونن جهت رقصیدن و خوردن شام به کامنت دونی همین بلاگ مراجعه کنن.

دیگه به خدای بزرگ میسپاریمتون.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط آتشک |