|
|
|
|
|
بعد از سلام و احوالپرسی و انجام تعارفات رسمی حالتون چطوره دوستانننن؟
امید وارم که خوب بوده باشین. این مین خانم هم که دسته ای اراذل رو دور خودش جمع کرده و احتمالن مقر فرماندهی اینا تو کوهای کردستانه و تا چند وقته دیگه هم مین با سران باندهای مافایی و مخوف دنیا همکار میشه و انوقته که با جنایتکارای مطرح دنیا که از درجه گلابی گذشتن و به سیر یا پیاز گندیده رسیدن شدید همکار میشه و یه وب گروهی هم باهم راه میندازن. وب مشترک اراذل ایران و طالبان !!!!!!فکر کن !ههههههههههههه راستی داش ناصر از ادب بنده گفته بودن که من زیادی با ادبم. داش ناصر چیکار کنم .اصلا من ادب ذاتا تو خونمه.کلییییی با ادبم . دست خودم نیستا .همینجوری خیلی با ادبم. آهان راستی من این شل و زخمیا که از دوری من جیگرشون پاره پاره شده بود فرستادم برن خودشون رو پای جیب من درمون کنند.البته شنیدم بیمارستان امام خمینیه تهران ظرفیتش تکمیل شده گفتم الباقی رو بیارن الزهرای اصفهان .به هر حال طرفدارای ما اینجورین دیگه مام در برابرشون مسئولیم .(احساس مسئولیت و فقط شما داشته باشین) راستی من گفتم پای جیب من فقط هزینه بیمارستانو من میدما .بعد نرین فاکتور تیمارستان واسه من بیارینا .اونو دیگه بنده شرمنده مهمون جیب خودتونید. راستی از دانشکده بگم براتون. دوساعت راهه .نصفش با مینی بوسه نصفشم با واحد.نصفشم با تاکسی و یه کمشم با خدمات یازده.خلاصه از تمامی راه های زمینی و هوایی و فضایی و اینا راه داره ..ولی از اونجاییکه تیکه آخرش با مینی بوسه بنده اصولا بندری میرقصم و در همین حینم لرزون لرزون در حالی که تو گوشام یه بنده خدای بیکار نشسته و سوت ممتد میکشه میرم تو کلاس. در ضمن منطقه ای بسیار خطرناکیه این دانشکده ما.امروز دم درش دعوا شده بود سر یه دختره دوتا پسر پریدن به هم شدید یکیشونم اون وسط شیشه نوشابه ورداشت شیکست .طفلی اون مغازه داره یه شیشه نوشابه ازش شیکستن. خب .فکر کنم آپم ایندفه خیلی زیات شد. تا آپ بعدی زت زیات. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت به وقت گرینویچ 9:47 بعد از ظهر توسط آتشک
|
|
||