تبليغاتX
چرند و پرند - آچار فرانسه
سلام و صد سلام و دو صد سلام و خلاصه یه کلی سلام.

حالتون چطوره دوستان؟امیدوارم که خوب و خوش و خرم باشین و این دو روزه ی دنیا رو خوش بگذرونید.

امروز روز بزرگداشت عطار نیشابوری بود و به همین مناسبت بنده هم عطار شده بودم به طرز بسیار فجیع. شوهر خاله من یه مغازه عطاری داره و وقتایی که نمی ره سر کار و بیکار هست میاد در لباس عطاری به مردم این مرز و بوم خدمت می کنه. ولی این روزا چون مشغله کاری زیاد داشته و در حین ساختن سرپناهی برای خودش و خالم و توله شونه از من خواست که برم مغازش رو باز کنم. بنده هم بسییییییار آدم دلسوز و اقوام دوستی هستم و همش به فکر کمک به خلق الله هستم قبول کردم و فی سبیل الله رفتم مغازه رو باز کردم براش.

خلاصه رفتیم و در لباس عطار باشی قرار گرفتم .ماجراهایی داشتیم با این مشتری ها.

مثلا یه پیرزنس اومده بود شصت نوع گیاه دارویی می خواست تا نمیدونم چی چی درست کنه باهاشون. (فکر کنم واسه کفلمه می خواست)همینطور یه پشت اسمشون رو طوطی وار میگفت و من عینهونه یه میمون نگاش میکردم . آخرشم گفتم صاحاب مغازه نیست برو فردا بیا.

یا مثلا یه آقایی اومد تخم سبزیجات(ریحون) می خواست منم براش آوردم دادم بهش. ولی بعد که از شوهر خالم پرسیدم گفت بجا ریحون بهش تخم شاتره دادی.

از همه جالب تر یه دونه مرگ موش دادم به یه خانم با قیمت دو برابر. بنده خدا کلی اعتراض کرد و منم مثل یه عطار جنتلمن سریع انداختم گردن دولت و تورم و از این حرفا و طوری قانعش کردم که موقع خروج هم کلی ازم تشکر کرد.

غارا میفروختم همینجوری تخمینی.قیمت نزده بود روش منم میرفتم غارا ور میداشتم از زوایا و خفایای متعدد نگاش میکردم تا راس پول طرف بشه .خلاصه کلی حال کردیم و از همین جا از خدا طلب مغفرت میکنم بابت گرون فروشیم.

البته بنده آچار فرانسه هستم یه جورایی چون قبلا در کسوت یه سیسمونی فروش هم کار کردم تو مغازه داییم.اونجا هم روزگارهایی داشتیم واسه خودمون.مثلا یه بار یه سیسمونی بستم واسه یه بنده خدایی که اصلا از زندگی پشیمون شده بود.سه سال پیش یه نصف پلاستیک از اینا که تولیدی ها اجناس رو میذارن توش واسه مشتری هاشون حاوی سیسمونی هایی از قبیل اسباب بازی و لباس و لوازم بهداشتی بستم به نرخ ۱۵۰۰۰۰تومن.یارو فکش مثل اون گربه توی تام جری کش آورد افتاد رو زمین.البته خودمم به همچنین.خلاصه دادم دستش ورداشت رفت و بعداز ظهر اومد گفت اشتباه محاسباتی شده .منم دوباره چک کردم دیدم راس میگه بنده خدا.تصحیحش کردم بعد از انجام عملیات های فرااوان و تحقیقات بسیار فهمیدم که ماشین حساب خراب بوده.

ولی یه نکته بسیار جالب اینکه پولهایی میذاشتم توی دخل از پولهایی توی دفتر روزانه یاداشت کردم و از ملت گرفتم بیشتر میشدن هم تو عطاری و هم توی سیسمونی فروشی.

که البته من فکر میکنم این مسئله فقط به بندگان خاص خدا که رفیق الیاس هستن مربوط میشه قدرت مخصوص اوناس.

خب  دهنم کف کرد بسکه حرف زدم.

سخن کوتاه میکنیم.

فعلا زت زیاد.

پاورقی ها:

اول:اگه هر کس مین رو دید سلام مارو هم بهش برسونه .یه نامه دادم این کفتر نامه رسون ببره براش اما فهمیدم کفتره خواسته بره گردش سر راه رفته شیراز تو اون جلسه مرده.راستی این بمب گذاری رو و مرگ بعضی از دوستان هموطنمون رو تسلیت میگم.ایندفه هم هواپیما سقوط نکرد بمب کار خودش رو انجام داد.عجب روزگاری شده.به قول دوستان سیاست پدر مادر ندارد.

البته به نظر من این بمب بدتر از هواپیماست چون یه جورایی میتونه نشان نا امنی در کشور باشه.

دوم:لیگ ایران هم که مثل بز گر از گله بدره همیشه.دوباره امسال حدود ۵۰ روز تعطیل میشه.سال گذشته لطماتش به استقلال خورد و قهرمانی رو ازش گرفتن امسالم احتمالا سپاهان رو از قهرمانی باز میدارند.

سوم:آخخخخخخخخخخخخخ.چرا گوجه گندیده پرت میکنید .خب میرم الان بابا.ایندفه دیگه واقعا خدا حافظ .نه تا یادم نرفته بگم دیروز رفتم علمی کاربردی ثبت نام و احتمالا از اردیبهشت کلاساش شروع میشه .هرچند زیاد مایل نیستم به رفتنش چون واسه دولتی میخونم ولی خب از با چند نفر شور کردیم همگی گفتن اینو از دست نده و در کنارش واسه دولتی بخون.آزمون دولتی ۴ مرداده تا اونوقت یه ترم خوندم و به قول شور دهندگان درسای پاس شده رو میتونم تطبیق بدم.نمیدونم والله .توکل بر خدا.

چهارم :واقعا خدا حافظ دوستان.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت به وقت گرینویچ 11:10 بعد از ظهر  توسط آتشک   |