![]() |
![]() |
|
|
سلامی به لطافت پوست من که جدیدا با کرم عش لطیف شده
واما از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است.حالتون چطوره؟خوبین؟امیدوارم خوب بوده باشید. اول از همه بگم که انتظارها به پایان رسید و امشب شما دوستان عزیز به ارزوی دیرینتون خواهید رسیدکدوم آرزو؟خب معلومه.( اشتباه نکنید.این ارزو دختر همسایمون نیست این ارزو به معنای امال است) بله منظورم شنیدن نظر کارشناسی دکتر مهندس سرهنگ آتشک خب این از این. واما مطلب بعدی که دوستان خواستار نقد اون توسط پروفسور اتشک بودن درمورد بازی تیم ملی است که بازی بدی رو انجام نداد ونکته ای که هست اینه که اگه این دوره نشد دوره های بعدی حتمن صعود می کنیم. پرواضح است که علی دایی همچون سر آلکس فرگوسن تا بیست سال دیگه بر تیم ملی چنبره زده و فکر میکنم که مهلت خوبی رو در اختیار داره و تو این فرصت بتونه یه کارایی بکنه.پس یادتون نره دعا کنید .چرا که دعا امری پسندیده و نکویی است. حرف زیاد داشتم واسه گفتنا همش پرید نمیدونم چرا .ضمن اینکه دوستان اشاره دارن که وقت ضیغه یا زیقه یا شایدم ظیغه.نمیدونم به هرحال وقت نداریم و باید زودتر خداحافظی کنم برم به سمینار یاهو برسم. خب دوستان تا دیدار بعد بای بای .راستی این سوالاتونو در مورد مسایل روز هرچی که بود بنویسید به ترتیب به من بدین تا جواب بدم.شاید اینطوری حرفام یادم نره پاورقی ها: اول:اول از همه جای مین رو خالی میکنم شدید یه چندتایی اس ام اس براش زدم که تا حالا جواب نداده .نمیدونم حالا رسیده بهش و جواب نمیده یا اصلا نرسیده یا نمیرسه که بخواد جواب بده .(این جمله شدیدا ایهمی است هرکس متوجه شد به منم بفهمونه مضمونش رو)حالا اگه جواب داد میگم یکم تربت براتون بیاره یا نهایتا اگه نشد جورابشو بماله به ضریح و بیاره بالاخره اونم متبرکه دیگه دوم:به باران خانم.باران خانم این فامیل سیاستمدارن.حالا این یعنی چی؟ یعنی اینکه در میان این همه بحران(کاما یا ویرگول)اصلی ترین بحران جامعه بشری در ایران یعنی بی شوهری رو درک کردن و به همین منظور پسزای فامیل رو واسه خودشون میخوان حفظ بکنن(قضیه همون عیدی هاس) ولی کور خوندن به عشق سوگند اگر سپه چکی سفید امضا در دست راستم و ای دی اس الی رایگان در دست چپم(چون هزینه اینترپتم خیلی بالاست)به عنوان عیدی بگذارند عمرن قبول نمیکنم . حس درونی در این مورد:خاک توسر خرت کنن.بی لیاقت. سوم :در مورد این هزار چهره بگم که محشره و همونطور که گفتم در عین بی مزرگی ادم و میخندونه شاید به همین بی مزگیش میخندم من ولی خب مهم اینه که میخندم. چهارم:من دیگه دیرم شده میزگرد شروع شد تا بعدن ها که من دوباره می آپم بای بای. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 11:41 بعد از ظهر توسط آتشک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
رخ می نمایانیم!!
|
| پیوندهای روزانه |
|
کنکور بازی!!! من و خیرابی حربه تفرقه!! آیا این عدالت است؟ 18 یا 19 مساله اینست!! اندر حکایت محبوبیت ما آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| نویسندگان |
|
آتشک مین |
|
RSS
|