تبليغاتX
چرند و پرند -
سلام و صلوات و درودو دوصد بدرود.

عید هم اومد.سال نو شد و جون مردم تا حدی راحت شد.انگاری ملت به عید حساسیت دارن.تو این مدت قبل ازعید همه دیوانه وار به استقبال عید میرن.همه در حال آماده کردن خودشون برای عید نوروز هستن .یکی میره یکی میاد.یکی پاک میکنه یکی میشوره.همه به نوعی مشغولن.تا اینکه بیست و نه اسفند میشه.همه تر تمیزو نو و شیک پای تلویزیون نشستن تا خبر نو شدن سال رو بشنوفن.و این اتفاق میفته .

باباها و مامانا به توله هاشون عیدی میدن و تا صداشون بند بیاد بعد امده میشن تا برن به دیدارآشنایان و فامیل.

اما اینجا که می رسیم جاداره یادی هم ازکسایی بکنیم که شاید کسی رو ندارن جز خدا.

مادر بزرگ ها وپدر بزرگ هایی بکنیم که در سرای سالمندان سر میکنند.یاد بچه های یتیمی که چشم به در دارن تا شاید تو سال نو سرپرستی پیدا کنند. 

هرچند اونا خدا رو بهتر از ما میشناسن و خدا رو دارن.اما خب ....

یاد عزیزانی باشیم که سال گذشته بینمون بودن و الان دیگه نیستن.سر مزارشون بریم و بگیم که هنوز به یادتونیم.

سعی کنیم دل اون دخترای گل فروش و پسرای کفاش و روزنامه فروش سر چهارراه رو شاد کنیم.

اینا شاید یه نصفه روز وقت بگیره ولی ارزشش بیشتر از این چیزاست.

امیدوارم که بتونیم توی این همه گرفتاری که امروز دور و برمون هست به این کارها هم برسیم.

راستی عیدتون مبارک.

پاورقی ها:

اول:امروز مین در حال انجام کارهاشه که فردا بره اونطرفمرزها.میخواد بره کربلا.امیدوارم سفر خوبی داشته باشه و مارو فراموش نکنه.

دوم: حرفی ندارم برا گفتن یه شعر از فروغ هست که خوندنش خالی از لطف نیست.

بر روی ما نگاه خدا خنده میزند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
 بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط آتشک |