![]() |
![]() |
|
|
سلام علیکم
حال شما؟ خوب هستین؟ راستش آخرین پست رو که نوشتم یه چند ساعت بعدش این سیستم محترم ما ریخت بهم و خلاص! دیگه نتونستم بیام به دوستان خبر بدم که آپ کردم و الخ... یه عده دلگیر شدن که من باید یه نکته رو همین جا تاکید کنم که چه کاریه؟ شما ها که صدسال یه بار آپ می کنین باید بیاین خبر بدین... من که هر روز آپ می کنم که دیگه گفتن نداره... شما هر روز بیا سر بزن می بینی آپم! دیشب این سیستم کوفتی به همت برادر گرامی اینجانب درست شد و اومدم و یکم از خجالت دوستان در اومدم ... البته پست نذاشتم چون آتشک جان زحمت رو کشیدن... البته بنده یه تهدیدات فیل افکنی(!) توی نظردونیش کردم ولی خب بیچاره سنگکوب کرد و هی التماس و عجز و لابه و اینا! و هی افتاد رو دستمون هی افتاد رو پامون هی افتاد رو ...(استغفرالله! خدایا توبه!!) که بالاخره ما راضی شدیم تهدیدمون رو پس گرفتیم! یه مساله ی مهمی رو می خواستم بگم اینکه از اول قرار بر این نبود که هویت این جانب کشف بشه! ولی مثل اینکه کار داره به جاهای باریک می کشه و این اسم کذایی ما داره کار دستمون می ده! تو یه وبلاگ که فحشای ناموسی ناجوری بسته بودن به ناف ما!!! بر آن شدم که بیام اینجا از همین تریبون آزاد نظر شما رو جویا بشم... در مورد چی؟ خب درمورد هویتم دیگه... دو تا فاکتور مهمش البته سن و جنسه... اگه چیز دیگه ای هم به نظرتون رسید می تونین اضافه کنین (مثلا بیاین بگین خیلی آدم خوب و خوش تیپ و پروفشنال و اکتیو و گوگوری مگوری و غیره! هستم!!!) با توجه به رای اکثریت هویت بنده تعیین میشه!!! البته بگما اونایی که می دونن نیان بگنا! قبول نیست! راستی نتایج نظر سنجی قبلی که پرسیده بودم وقتی اسم اینجانب رو می شنوین یاد چی می افتین رو هم الان اعلام می کنم... هیات داوران سیمرغ بلورین بهترین نظر رو به نوشین خانم اهدا می کنن که گفته بود یاد پسرخاله ام می افتم که وقتی ازش می پرسیم چند سالته می گه دو سال و مین!!!!! خب دیگه خیلی حرف زدم! امروزم چهار شنبه سوریه (ما که نفهمیدیم بالاخره چهارشنبه سوری چند شنبه است!!!! اینجا که از شنبه چهارشنبه سوری برپاست!!! بروبچز هم همین طوری ترقه و خمپاره و نارنجکه که تو چشم و چار ملت می ترکونن! امروز هم بنده می خواستم برم جایی قرار داشتم(!) والده مکرمه نذاشتن و گفتن بچه می ری بیرون می ترکی! بشین سرجات!!! می بینین ترو خدا ما چقدر اینجا داخل آدم حساب میشیم؟!! ..... فکر کنم پرانتزش یکم طولانی شد!!!!!) خب دیگه سخن رو کوتاه می کنم و مخلص کلام اینکه منتظرم ببینم تو ذهن هر کدومتون چه تصویری از این بنده ی سراپا تقصیر وجود داره!! حالا خداییش فکر این قلب ضعیف منم بکنینا! نیاین بگین دیو شیش سر و گودزیلا و قورباغه و عنکبوت و دراکولا و اینا! بابا منم جوونم به خدا هزار تا امید و آرزو دارم... نکنین این کارو! خدا رو خوش نمیاد والله!! خب عزیزان تا پست بعدی همه ی شما رو به خدای بزرگ می سپارم... منو رها کن از این شعر تکراری!!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط مین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
رخ می نمایانیم!!
|
| پیوندهای روزانه |
|
کنکور بازی!!! من و خیرابی حربه تفرقه!! آیا این عدالت است؟ 18 یا 19 مساله اینست!! اندر حکایت محبوبیت ما آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| نویسندگان |
|
آتشک مین |
|
RSS
|