تبليغاتX
چرند و پرند -
سلام

می دونم الان همه تون در حال هضم پست جدید آتشک هستین ولی خب یه عده توقعات نافرمی از ما دارن( که هر روز بپستیم!!!) و ما هم مجبوریم به رسم صدا و سیما همون طور که در نظر دونی پست قبلی فرمایش فرمودیم کأنه پیام بازرگانی خودمونیم رو بچپونیم تو صفحه که آنتن خالی نمونه!!

راستش آتشک جان تو پستشون درباره ی نحوه ی تبلیغات نامزدهای محترم فرمودن که باید بگم نه بابا! اینجا از این خبرا نیست... همه جا به درو دیوار آگهی تبلیغاتی چسبیده... از این برچسب های لوله بازکنی که رو درب منازل می چسبونن هم بدتر شده! فقط کم مونده همین که در خونه رو باز می کنیم یکی بیاد زارت! یه آگهی بچسبونه رو پیشونیمون!!!

حالا از این بحث ها هم که بگذریم بنده یه پستی می خواستم براتون بذارم که یه خورده مشکل پیدا کرد...

راستش یه مسابقه ای بود که حالا اگه نظرات این پست به حدنصاب برسه(!!!) حتما اون پست رو می ذارم براتون...

حالا برا اینکه خیلی ناراحت و پنچر نشین براتون یه شعری آماده کردم که توجهتون رو بهش جلب می کنم(بابا حیاتی! بابا ۲۰و۳۰ ! بابا خبرگزار واحد مرکزی خبر! بابا بامزه!!!)

تصویر یکی مرد خطا کار کشیدم

او را به دو صد بند گرفتار کشیدم

عکس قد او خم شده در زیر بسی بار

چون باربری سخت گرانبار کشیدم

وآنگاه به دور و بر آن مردک لاغر

عکس پسر و دختر بسیار کشیدم

دادم سر افسار به دست زن چاقی

چون بر سر آن غمزده افسار کشیدم

پیش رخ آن خسته ی بدبخت بدهکار

تصویر زن و مرد طلبکار کشیدم

تا آنکه رهش بسته شود از پس و از پیش

در پشت سرش نیز سگ هار کشیدم!!

کوتاه سخن آنکه به نقاشی این نقش

او را ز همه حیث در آزار کشیدم

تا آنکه دهم زان همه آزار نجاتش

آخر تن او را به سر دار کشیدم

آمد زن من پیشم و گفتا چه کشیدی؟

گفتم که: یکی آدم زن دار کشیدم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط مین |