![]() |
![]() |
|
|
سلام و دو صد درود! انگار تو این وبلاگ گیر دادن به اسم نویسنده ها به سنت تبدیل شده! حالا ما باید بیایم راجع به اسممون جواب پس بدیم (لا اله الا الله...!) ناصر خان ( که اول باید ازشون بابت نظرات ارزش مند تشکر کنیم... چوخلصیم بابا!!) فرمودند این اسم زیادی خشونت آمیزه والله خب من چی بذارم اسممو؟؟ یه عده فرمایش فرمودند بذار آتشک پریم!!(پریم که می دونین چیه؟ همون علامت فسقلی که تو ریاضی می ذاشتیم رو حروف و می شد آپریم ب پریم و الخ!) که هم با آتشک جان قاطی نشه هم اینکه وبلاگتون یه دست باشه! ولی خب مگه ما مغز خر خوردیم که این کلمه ی کذایی رو بیاریم تو اسممون؟ آتشک آدم رو یاد لحاف تشک می اندازه! بعدشم ما اصلا خوش نداریم که پس فردا خواننده ها و بازدید کننده های محترم هی راه به راه بیان بگن اسمتو که می گیم خنده مون میگیره!!! وا... خدا مرگم بده! من اگه از این حرفا بشنوم دراز به دراز می افتم و رسما نمودارم رسم می شه!! ما قلبون ضعیفه آخه طاقت این حرفا رو نداریم که! اگه قرار باشه شما با اسم ما روده بر بشین ما دیگه باید این وبلاگ رو ول کنیم به اتفاق آتشک جان بزنیم تو کار تولید نخ بخیه روده!! نمی شه که آخه برادر من... اسم گهربار ما( یعنی مین) واسه خودش حکایت ها و داستان ها داره که ما اصلا قرار نیست واسه شما تعریف کنیم! (اینو گفتم چون از اول متن ضدحال نزده بودم سر دلم مونده بود... آخیش!) مخلص کلام اینکه حسن خوب(!) این اسم اینه که معانی مختلف و متنوعی داره... یکی اسم مارو که میشنوه مین و نفربر و سیم خار دار یادش می افته! یکی یاد دقیقه و مخففش یعنی مین می افته( البته به انگلیسی) یکی می ره تو نخ درس شیرین ریاضی و اسم ما مینیمم و ماکزیمم رو براش تداعی می کنه (این مورد بیشتر در بین پا کنکوری ها مشاهده شده!) یکی دیگه ممکنه یاد یانگوم و افسر مین جانگو و سس خرمالو و پاره کردن شیکم عالیجناب بیفته! یکی دیگه... دیدید که چه معانی وسیع و گسترده ای داشت این اسم ما... حالا هر کدوم از شما جزو کدوم دسته اید؟ شما (یعنی شما... نه شما رو نمی گم بغل دستیت رو می گم!) با شنیدن و خوندن و دیدن اسم اینجانب یاد چی می افتی؟ اژدهای هفت سر؟ حسنک وزیر؟ مگ مگ و دوستان؟ گوریل انگوری؟ انرژی هسته ای حق مسلم دوغ؟ چهارخونه؟ حسن گلاب؟ آل پاچینو؟ اسپیلبرگ؟ یازده یار اوشن؟ کتاب های فهیمه رحیمی؟ گردگیری شب عید؟ گرونی و تورم و نفت وسط سفره و تغییر ساعت کار بانک ها و سهمیه بندی بنزین و ..... (یکی منو بگیره!!!) خب عزیزان عزیز! بنده جسارتا در عرض یک روز دوتا پست گذاشتم! امیدوارم این خطای بنده رو با چشم خطا پوش خودتون.... (نمی دونم چه فعلی بیارم!) ولی خب باید یه نکاتی رو عارض می شدم که شدم... دیگه بدون هیچ تشریفات و من بمیرم تو بمیری و مرا ببوس برای آخرین بار(!!) و از این حرفا می گیم زت زیاد... اگه عمری باشه بازم در خدمتیم اوا داشت یادم می رفت(خاک عالم!) ناصر خان گفته بود مورد پنجمی پست قبلی رو نفهمیده که باید خدمت ایشون و بقیه کسانی که دچار این مشکل شدن و می شن خواهند شد بگم اون مربوط به نظردونی آخرین پست آتشک بود یعنی به طور دقیق تر مربوط به نظر بیستم و بیست و یکم! اگه ملتفت نشدی برو بخون می فهمی انشالله! این آتشک هم دیشب ما رو تا ساعت چهار صبح عینهو .... (ای بابا برادر من چرا سانسور می کنی خب هی؟) نگه داشت گفت بیایم پست بذاریم و ما هم با تحمل مشقات فراوان (یه دفعه اش که هرچی نوشته بودم پاک شد و بنده دوباره از اول نوشتم!) وخلاصه با بدبختی براتون پستیدیم و بعد هم کپه مون رو گذاشتیم و همه اش خواب پست و وبلاگ و آتشک و اینا رو دیدیم!!( اینم از شانس ماست دیگه همه خواب شاه پریون می بینم ما باید خواب آتشک رو ببینیم!!) خب فکر می کنم یه بیست خط بالاتر قرار بود تمومش کنم! چه کنیم دیگه هی تا میایم بریم یه چیز ییهویی یادمون می افته! من انقدر موقع نوشتن چیز میز یادم میاد بنویسم که فکر کنم اگه روزی سه چهار تا پست هم بذارم حرفام تموم نشه ولی خب به دلیل همون پارگی روده تلفات احتمالی از این کار خودداری می کنم!!! دیگه کم کم زحمت رو کم می کنیم! فقط یادتون نره که بگین اسم بنده شما رو یاد چی می اندازه؟ ممنون |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 اسفند1386ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط مین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
رخ می نمایانیم!!
|
| پیوندهای روزانه |
|
کنکور بازی!!! من و خیرابی حربه تفرقه!! آیا این عدالت است؟ 18 یا 19 مساله اینست!! اندر حکایت محبوبیت ما آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| نویسندگان |
|
آتشک مین |
|
RSS
|